متن مجری عید قربان

متن مجری عید قربان

متن مجری عید قربان را در این پست برای استفاده‌ی شما دوستان عزیزم قرار داده‌ام. در انتهای همین مطلب هم می‌توانید فایل Pdf آماده‌ی پرینت این متن مجری را دانلود نمایید.

در صورت تمایل می‌توانید از طریق قسمت دیدگاه‌های همین مطلب، نظرتان را با من در میان بگذارید.

متن مجری عید قربان

آغاز کلام

به نام آنک جان را نور دین داد
خرد را در خدا دانی یقین داد

خداوندی که عالم نامور زوست
زمین و آسمان زیر و زبر زوست
(عطار نیشابوری، اسرارنامه)

اللهم صل علی محمدٍ و آل محمدٍ و عجل فرجهم.

ای دوست شیرینم!
گوش جان باز کن و بشنو که امروز نهیب ابراهیم خلیل، از منا برخاسته و در جهان طنین افکنده و ندا می‌دهد که باید از تعلقات دنیوی برید، و فقط به خدا دل بست. زیرا تنها اوست که لایق وابستگی حقیقی است. بنگر که من چگونه تنها پسرم، اسماعیلم، را در برابر معبود هیچ پنداشتم و به قربانگاه بردم.

امروز، عید قربانی کردن نفس است و گذشتن از غیر خدا؛ امروز، روز آغاز بندگی و شکوه زندگی است.

برخیز تا با ارمغان جان عزم میعادگاه جانان کنیم و به نشانه‌ی ایمان، بر سر هرچه غیر رحمان است فریاد زنیم و به گاه رسیدن، از آن خدای اهل کبریا و عظمت، و شایسته‌ی بخشش و قدرت و سلطنت چنین طلب کنیم:

«اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ وَ اعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخْلَصُونَ»
(از دعای عید سعید قربان)

سلام بر ابراهیم خلیل (ع)، اسوه‌ی عبودیت و بندگی و منادی عشق و دلداگی؛ و سلام بر اسماعیل نبی که سرسلسله‌ی جانسوختگان و فناشدگان در راه پروردگارست.

و سلام بر پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (عج) آخرین پرچم‌دار سلاله‌ی نور و رحمت.

هزار سلام و درود و آفرین پیشکش به شما یاران همدل و دوستان فاضل باد که رهروان راستین ابراهیم و اسماعیلید.

اینجانب ………….. افتخار دارم که در این عید باشکوه به عنوان مجری برنامه در خدمت شما سروران گرانقدر باشم.

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
(حافظ)

این روز مسعود و این عید سعید بر شما فرخنده و خجسته باد.

میان برنامه (حدیث)

امام جواد (ع) می‌فرمایند:
در روز عید قربان‏ چیزی با فضیلت‏ تر از پنج کار نیست: قربانی‏ کردن، یا راه رفتن در جهت نیکی به پدر و مادر یا خویشاوندی که قطع رحم کرده تا به او چیزی ببخشد و آغاز سلام کند، یا مردی که از بهترین جای قربانیش به دیگران اطعام کند و بقیه آن را به همسایگان از یتیمان و بیچارگان و بردگان بدهد و از اسیران دلجویی کند.
(منبع: خصال، جلد ۱، صفحه ۲۹۸)

میان برنامه (شعر)

دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین

گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین

سفره ی مهمانی خاص خدا گردیده باز
لاله‌ی لبخند و اشک شوق مهمان را ببین

دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن
هم شکست نفس را، هم مرگ شیطان را ببین

روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشم سر
چشم دل بگشا جمال حی سبحان را ببین
«شاعر: استاد غلامرضا سازگار»

میان برنامه (دو بیتی)

خوشا آنان که با حق آشنایند
مطیع محض فرمان خدایند

چو ابراهیم اسماعیل خود را
فدای امر الله می نمایند
«شاعر: ؟»

هدیه به تمام عاشقان و شیفتگان و سوختگان معبود، صلواتی محمد پسند ختم کنید.

عید قربان مبارک
عید قربان بر شما گرامی باد.

میان برنامه (شعر)

عید قربان، عید قرب و تقرب است؛ عید از جان گذشتن و به جانان رسیدن. و چه زیبا گفته‌اند که:

بندگی کن تاکه سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند

سر بنه در کف، برو در کوى دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند

بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند…
«شاعر: سید عباس حسینی جوهری»

میان برنامه (شعر)

نشانم ده صراط روشنم را
خودم را، باورم را، بودنم را

خداوندا من از نسل خلیلم
به قربانگاه می آرم «منم» را
«شاعر: ؟»

میان برنامه (کلام رهبر)

اگر به حکمت مندرج در عید قربان توجه شود، خیلی از راه‌ها برای ما باز می‌شود. در عید قربان یک قدردانی بزرگ الهی نهفته است از پیامبر برگزیده‌ی حضرت حق، حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) که آن روز ایثار کرد.

بالاتر از ایثار جان، در مواردی، ایثار عزیزان است. او در راه پروردگار، به دست خود عزیزی را قربان می‌کرد؛ آن هم فرزند جوانی که خدای متعال بعد از عمری انتظار، در دوران پیری به او داده بود.

این ایثار و این گذشت، یک نماد است برای مؤمنانی که میخواهند راه حقیقت را، راه تعالی را، راه عروج به مدارج عالیه را طی کنند. بدون گذشت، امکان ندارد. همه‌ی امتحان‌هایی که ما می‌شویم، در واقع نقطه‌ی اصلی‌اش همین است؛ پای یک ایثار و یک گذشت به میان می‌آید.

گاهی گذشت از جان است، از مال است؛ گاهی گذشت از یک حرفی است که کسی زده است، می‌خواهد با اصرار و لجاجت پای آن حرف بایستد؛ گاهی گذشت از عزیزان است؛ فرزندان، کسان.

امتحان یعنی عبور از وادی محنت. یک محنتی را، یک شدتی را جلوی پای یک انسانی یا یک ملتی می‌گذارند؛ عبور از این محنت، امتحان است.

اگر توانست عبور کند، به آن منزل مقصود می‌رسد؛ اگر نتوانست – نتوانست استعداد مندرج در وجود خود را بروز دهد، نتوانست بر هوای نفس غالب بیاید و عبور کند – می‌ماند؛ امتحان این است.
(بیانات در دیدار مردم اصفهان در روز عید قربان سال ۸۹)

میان برنامه (متن ادبی)

عید قربان، عید سر نهادن به فرمان معشوق و معبود است. عید از خود گذشتن و تعلقات دنیا را، هرچه هست، فدا کردن.

باید چنان ابراهیم، همه‌ی دار و ندار خود را به مسلخ عشق برد و از سر شوق و دلدادگی، بی هیچ چشم داشتی، آن را در راه یار فدا کرد.

باید گذشت، تا لطف حق را عیان دید. باید سر نفس را برید تا در این میدان سربلند شد.

باید اسماعیل وار چشم بر دنیا بست و به فرمان دلدار گردن نهاد.

چرا که در وادی عشق اما و اگر آوردن مقبول نیست. عاشق هرگز خود را شایسته‌ی پرسیدن از چرایی میل معشوق نمی‌داند. او تنها در پی برآوردن حاجت یار است.

و از همین رو بود که اسماعیل هیچ نپرسید و با تمام جان به قربانگاه رفت.

و در این هنگامه است که معشوق تو را می‌پسندت و جانت را از شراب عشق سیراب می‌کند. چنان که ابراهیم و اسماعیل را پسندید و چنین کرد.

و آنگاه است که خطاب به تو می‌گوید:

به من گو حاجت خود را، ‌اجابت می‌کنم آنی
طلب کن آنچه می‌خواهی، مهیا کردنش با من…
(شاعر: ژولیده نیشابوری)

حسن ختام

دعا می کنم غرق باران شوی
چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

دعا می کنم در بیابان عشق
بهاری ترین فصل ایمان شوی
(شاعر: ؟)

دلت تا به ابد وصل خدایی باشد که همین نزدیکی است.

یا علی مدد؛ خدانگهدار…

پایان متن مجری عید قربان./

دانلود فایل Pdf

download

دانلود با لینک مستقیم

مطالب پیشنهادی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *